گاهی چنان درگیر نمایش عواطف میشویم که از اصل خدمت باز میمانیم. قرآن کریم در وصف نیکوکاران میفرماید: «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً» (انسان: ۸)؛ آنان که در اوج نیاز، با عمل خود گره از کار خلق میگشایند. نهجالبلاغه نیز بر همین رویکردِ ایجابی تأکید دارد: «فَإِنَّمَا یُسْتَدَلُّ عَلَی الصَّالِحِینَ بِمَا یُجْرِی اللَّهُ لَهُمْ عَلَی أَلْسُنِ عِبَادِهِ» (نامه ۵۳)؛ نشان صالحان، خیراتی است که به دست بندگان جاری میشود، نه صرف اندوهی که در دل میماند. در ادامه، یادداشت حجت الاسلام دکتر جعفر فخرآذر، مدیر کل ارتباطات دانشگاه ادیان و مذاهب را میخوانید:
امروز برای خرید نان به نانوایی رفتم. صف طولانی بود و مردم، خسته و نگران از اینکه آیا نان به آنها میرسد یا نه، در انتظار رسیدن نوبتشان ایستاده بودند. در همان صف، داستانی به یادم آمد؛ داستانی ساده، اما تلخ و پرمعنا.
میگویند روزی رهگذری که چند نان در دست داشت، مردی را دید که گوشهای نشسته و از شدت گرسنگی گریه میکرد. رهگذر پرسید: «چرا گریه میکنی؟» مرد گفت: «گرسنهام... آنقدر گرسنهام که دیگر توان ندارم.»
رهگذر که نانهای زیادی در دست داشت، ناگهان شروع کرد به گریه کردن؛ آنچنان که گویی درد و رنج او از مرد گرسنه بیشتر است! شخص سومی از راه رسید و پرسید: «چرا گریه میکنید؟» رهگذر پاسخ داد: «این مرد از گرسنگی گریه میکند و من هم برای گرسنگی او گریه میکنم.»
مرد سوم با تعجب گفت: «خب، اگر واقعاً برای گرسنگی او ناراحتی، یکی از همان نانهایی را که در دست داری به او بده تا دیگر گریه نکند!» رهگذر پاسخ داد: «نمیتوانم نان بدهم... اما هر چقدر بخواهد، میتوانم برای گرسنگیاش گریه کنم.»
ایمانِ حقیقی، در بزنگاههای سخت با عمل محک میخورد، نه با مرثیهسرایی برای دردهای دیگران؛ چنانکه قرآن کریم عبور از گردنههای دشوارِ بندگی را در گروِ گرهگشاییِ عینی میداند: «فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ ... أَوْ إِطْعَامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَةٍ» (سوره بلد: آیات ۱۱ و ۱۴). این کلام وحی، هشداری ظریف به وجدانهای بیدار است تا بدانیم مرز میان ادعا و فضیلت، در دستهایی است که ایثار میکنند، نه چشمهایی که بیهزینه میبارند؛ چرا که رنج نیازمندان با تماشا التیام نمییابد، بلکه چشمانتظار قدمی است که گرهای بگشاید و باری بردارد.




نظر شما